*ورودی های 88 محیط زیست سنندج*
گذشت پر شتاب لحظه های سرد
برخي ازماانسانهابدون توجه به ديگران وتنهابراي نشان دادن منم منمهاي خودمان چه راحت بازندگي ديگران بازي كرده وآنهارانابودمي كنيم.
* زندگی خواب و رویا نیست زندگی تولد و ماندن و رفتن نیست زندگی فقط زندگـــیست......... خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگـی است. * زندگی آنقدر کوتاه است که بعضی ها فقط میرسند کارهای ضروری خود راانجام دهند!!! . * زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. شما نظرتون در مورد زندگی چیه بچه ها؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشحالم بازم برگشتم به جمع دوستان خوبم راستی کی برمیگردین سر کلاسا؟ کاش دانشگاه این تعطیلاتو نداشت دیگه الان وقتشه که استراحت کنیم.....! حالا برا ترم جدید از کی رهسپار دانشگاه میشید؟!؟!؟!؟ وجدانا زود نرید دیه!! فعلا خوش بگذرونید! . . . . *وقتی که هیچ چیز نداری وقتی که دست هایت ویرانه هایی هستند بی هیچ انتظاری حتی بی هیچ حسرتی دیگر چه بیم آنکه تو را آفتاب و ماه ننوازند؟ وقتی میعادی نباشد رفتن چرا؟* دکتر شریعتی امیدوارم این تعطیلات به همه برو بچه ها خوش بگذره. نمیدونم که چند وقته نیومدم . ولی میدونم الان اومدم تو نت پرسه بزنم که راهم کج شد اینوری یهو و و راستی اومدم اینجا یه چیزی رو تبریک بگم . . . شاید هم اصلا به من یا کلا به ما ربط نداشته باشه .......شاید . . . . شاید هم نه . . . . . کریسمس مبارک لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو شام آخر دچار مشکل بزرگی شد. میبایست ((نیکی))را به شکل عیسی(ع) و((بدی))را به شکل (یهودا) یکی از یاران حضرت عیسی(ع) که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند،تصویر کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای ارمانیش را پیدا کند. روزی در یک مراسم همسرایی،تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از جوانان همسرا یافت،جوان را به کارگاهش دعوت کرد واز چهره اش اتودها و طرح هایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود،اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست اورا تا کلیسا بیاورند،چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت - گدا را که درست نمی فهمید چه خبر است به کلیسا آوردند ،دسیاران سر پا نگه اش داشتند. و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی،گناه و خود پرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بود ند،نسخه برداری کرد. وقتی کارش تمام شد گدا که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود،چشمهایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید،و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت:(من این تابلو را قبلا دیده ام) داوینچی شگفت زده پرسید:کی؟ گدا گفت: سه سال قبل، قبل از آنکه همه چیزم را از دست بدهم موقعی که در یک گروه همسرایی آواز میخواندم ،زندگی پر از رویایی داشتم،هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیس بشوم. میتوان گفت :نیکی و بدی دو روی یک سکه هستند:همه چیز به این بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگیرند. (پائولو کوئیلو) انسان ها نزدیک به ۱۲۵۰۰ سال پیش در تعداد بسیار زیاد به آمریکای شمالی رسیدند و مکان هایی که حاکی از قصابی ماموت ها و ماستودون ها و نیز انقراض بوفالوها هستند در سرتاسر قاره پیدا شده اند. این انقراض عظیم فلور و فون دوره پلئیستوسن در حفره قیر «لابرین» (La Brea) با رسیدن ما به آمریکای شمالی همزمان شده است. کارائیب نیز شماری از گونه های بزرگش را پس از رسیدن انسان به آنجا در حدود ۸ هزار سال پیش از دست داد. انقراض بخش هایی از مگافون (بزرگ ترین حیوانات همچون گوزن، گربه های بزرگ، فیل و شترمرغ. جانورانی با بیش از ۱۰ کیلوگرم وزن- م) استرالیایی به مدت ها پیشتر یعنی ۴۰ هزار ساله پیش که انسان به آنجا رسید، مربوط می شود. ماداگاسکار که تا اندازه ای یک مورد غیر عادی و استثنایی است و انسان تنها ۲۰۰۰ سال پیش برای اولین بار به آنجا رسید، باز هم به خوبی با الگوهای انقراض جور در می آید. در این جا نیز گونه های بزرگ تر (فیل مرغ، گونه ای از اسب آبی به علاوه لمورهای بزرگ) اندکی پس از ورود انسان به سرعت ناپدید شدند. در واقع تنها در مکان هایی که آدمسانان ابتدایی تر از گذشته های دور زندگی می کردند (آفریقا و همچنین اروپا و آسیا) جانوران با حضور آدمسانان از قبل سازگاری داشته و توانستند تا اندازه زیادی از نخستین موج های انقراض ششم جان سالم به در ببرند. مابقی گونه ها که تا پیش از آن هیچ گاه با آدمسانان در اکوسیستم های محلی خود مواجه نشده بودند به اندازه تمامی گونه های جزایر گالاپاگوس- جز آخرین گونه هایی که به آنجا رسیده اند نظیر مگس گیر ورمیلیون- به طرز ساده لوحانه ای در برابر آدمسانان بی احتیاط بودند. گونه های گالاپاگوس تا به امروز نیز همچنان بی احتیاط مانده اند. اما چرا انقراض ششم همچنان ادامه می یابد؟ دومین مرحله انقراض ششم در حدود ۱۰ هزار سال پیش و با اختراع کشاورزی آغاز شد. کشاورزی ظاهراً در چند زمان مختلف و در چند جای مختلف جهان اختراع شد و در خلال سال ها در سرتاسر جهان انتشار یافت. کشاورزی به تنهایی دگرگونی های بوم شناختی بسیار شدید و اساسی را در کل تاریخ ۵/۳ میلیارد ساله حیات به وجود آورد. با اختراع کشاورزی انسان دیگر مجبور نبود که برای ادامه بقایش با سایر گونه ها ارتباط متقابلی داشته باشد به علاوه با این اختراع او توانست با مهارت بسیار سایر گونه ها را برای استفاده های شخصی خود تحت کنترل درآورد. او دیگر مجبور نبود که تابع ظرفیت تحمل اکوسیستم ها باشد و از این رو توانست جمعیت اش را به طور بی رویه ای افزایش دهد. انسان نه با طبیعت بلکه خارج از آن زندگی می کند. Homo sapiens نخستین گونه ای است که از زندگی در اکوسیستم های محلی دست کشیده است. سایر گونه ها از جمله نیاکان آدمسان ابتدایی ما، تمامی انسان های پیش _ کشاورزی و بازمانده جوامع شکارچی_ جمع آوری کننده که هنوز هم به صورت جمعیت های نیمه منزوی وجود دارند، در اکوسیستم های محلی خود نقش ویژه ای داشتند یا به عبارت دیگر آشیان بوم شناختی خاصی را اشغال می کردند. اما این در مورد انسان های انقلاب پسا _ کشاورزی که پا را از اکوسیستم های محلی خود فراتر گذاشته اند، صدق نمی کند. در واقع برای توسعه کشاورزی رویارویی با اکوسیستم ها _ تبدیل زمین به مکانی برای تولید یک یا دو محصول غذایی و نابودی سایر گونه های گیاهی بومی که اکنون در ردیف علف های هرز قرار می گیرند _ و تمامی گونه های جانوری نه چندان اهلی شده که اکنون آفت تلقی می شوند، ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می آید. اما زمین دیگر قادر به تحمل روند رو به رشد جمعیت انسان نیست. زمین اکنون به حد نهایی ظرفیت تحمل خود نزدیک می شود. تعداد کل افراد یک گونه خاص در نتیجه عوامل مختلفی که مهم ترین آنها، ظرفیت تحمل اکوسیستم آن منطقه است، محدود می شود. با توجه به نیازهای وابسته به انرژی و سازش های فراهم سازی انرژی در یک گونه خاص تنها تعداد معینی از یک گونه نظیر سنجاب، بلوط و قوش می تواند در قطعه معینی از یک زیستگاه ساکن شود. اما کشاورزی محدودیت هایی را که اکوسیستم های طبیعی بر اندازه جمعیت انسان اعمال می کردند، از میان برداشته است. با آنکه هنوز هم محصولات کشاورزی مرتباً نابود می شود و بیماری و قحطی بر زمین سایه می گستراند اما تردیدی نیست که کشاورزی توانسته تاثیر شگرفی بر اندازه جمعیت انسان بگذارد. برآورد ها متفاوت است اما جمعیت یک تا ۱۰ میلیون نفری انسان طی ۱۰ هزار سال گذشته اکنون از مرز ۶ میلیارد نفر گذشته است. جمعیت انسان به طور لگاریتمی در حال افزایش است تا جایی که تا سال ۲۰۲۰ به ۸ میلیارد نفر خواهد رسید. احتمالاً یک حد نهایی برای ظرفیت تحمل انسان بر روی زمین وجود دارد _ حدی که کشاورزی قادر به حمایت از آن است _ و تخمین زده می شود که این رقم می تواند بین ۱۳ تا ۱۵ میلیارد نفر باشد. در حالی که برخی گمان می کنند که رقم نهایی شاید بیش از اینها باشد. رشد بیش از اندازه جمعیت، گونه های مهاجم و بهره برداری بی رویه آتش انقراض را شعله ورتر می سازد. انفجار جمعیت انسان به ویژه در سال های انقلاب پساصنعتی طی دو قرن گذشته و نیز توزیع و مصرف نابرابر ثروت های زمین دلیل واقعی انقراض ششم است. در نتیجه تمامی این ها یک چرخه خطرناک به وجود آمده است: هر چه زمین های بیشتری پاک تراشی می شوند و تکنیک های کارآمدتری به یاری رشد جمعیت انسان می آیند (به ویژه پیشرفت هایی که اخیراً در مهندسی ژنتیک به وجود آمده) بر میزان جمعیت انسان افزوده تر می شود. مصرف سوخت های فسیلی بیشتر بر دامنه کشاورزی می افزاید و در نتیجه تغییرات بیشتری را بر محیط اعمال می کند. انسان همچنان به صید ماهی ادامه می دهد (در حال حاضر ۱۲ ذخیره گاه از ۱۳ ذخیره گاه بزرگ ماهیان سیاره زمین به شدت تهی شده است) و درختان را برای تهیه الوار قطع می کند. مصرف بی رویه سوخت، آلودگی و فرسایش خاک در اثر کشاورزی مناطق مرده ای را در ذخیره گاه های زمین به وجود آورده که خلیج مکزیک نمونه ای از این دست است. پراکندگی یهودی مانند انسان منجر به پراکنش گونه های بیگانه ای است که غالباً به اندازه گونه های بومی دچار خسارت نمی شوند. به عنوان مثال گونه های مهاجم در ایجاد ۴۲ درصد از تمامی گونه های در خطر تهدید و در خطر انقراض ایالات متحده آمریکا سهم بسزایی داشته اند. می بینم که بازم کسی نیست! هیشکی قرار نیست بیاد؟؟!! می خواستم عیدو تبریک بگما سومالی و در مقابل اینا رو ببینید: این عدالته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس چرا هیچکی نمیاد؟؟؟!!!! به به!!! چه خبر؟؟؟ سلامتید؟؟؟؟ ای بابا!چرا هیچکی جوابمو نمیده؟!؟!؟!؟!! آها!یادم نبود!الان فرجه س!!!!روزگاری بس تلخ و سخت! حالتون خوبه؟؟؟ نه والا!!!مگه میشه کسی تو این روزا حالش خوب باشه؟؟!!! آره خب!داریم!اونایی که در طول ترم درساشونو مث ۱ بچه ی خوب کامل خوندن و الان خیالشون راحته... الان دیگه فول زدن ماشاالله!!!! مسلما من جزو این دسته نیسم!!!! ایشاالله این ترم هم به خوبی و خوشی و بدون مشروط شدن!!!تموم میشه... راستی با جانور چیکار کردید؟؟؟؟؟؟ خدایا از گزند اساتید مجرب ما را حفظ کن!!!!الهی آمین!!! فک کنم فقط من در حال خوشگذرانی و بی خیالی باشم!!! شوخی می کنم!!! این روزا هیچکی اعصاب نداره!!!! منم دیگه برم بدرسم.... بی ذوقا ۱ پست بذارید....... بابای ۱ موزیک هم گوش بدید!براتنوع خوبه!۱ استراحت مغزی!!! این شما و این هم کنسرت!!: بقیه رو در ادامه ی مطلب ببینید. هتل دنیا با استفاده از زباله های جمع آوری شده از سواحل تفریحی اروپا را ساخت. به گزارش مهر این هتل که به مناسبت روز جهانی محیط زیست در ۵ ژوئن گشایش می یابد با استفاده از زباله هایی ساخته شده است که از برخی سواحل تفریحی اروپا جمع آوری شده اند.این هتل عواقب بی احترامی به محیط زیست را نشان می دهد و از شهروندان دعوت می کند که مراقب سواحل دریاها باشند. پروژه ی اولین هتل ساخته شده از زباله ها که Save the Beach (ساحل را نجات بده!)نام دارد از سال 200۸آغاز شد.این ساختمان در سواحل نزدیک رم ساخته شده است.این هتل از 3 تا 6 ژوئن 2010 قابل استفاده است.Save the Beach یک ساختمان 2 طبقه است که گنجایش 10 نفر را در هر شب دارد. به دلیل محدودیت ظرفیت و مدت زمان استفاده از این هتل شرکت سازنده ی آن رقابت هایی را برگزار کرده است و کسانی که بتوانند بهترین دلایل ساخت این هتل را ارائه کنند می توانند یک شب در آن اقامت کنند. طراح و ایده پرداز این هتل که HA Schult نام دارد در این خصوص توضیح داد:"پروژه ی این هتل نمادین بسیار مهم است چرا که نشان می دهد ما در عصری با انبوه زباله ها زندگی می کنیم و میلیون ها تن زباله را در تمام دنیا تولید می کنیم.ما واقعا از زمین خود چه می خواهیم؟این سوالی است که مثل یک هشدار در گوش ما صدا کرده و ما را وادار می کند که به آن فکر کنیم." بر اساس گزارش آنسا,بنیاد آموزش محیط زیست و برنامه ی پرچم آبی برای محافظت و بهبود دریاها قصد دارند حداقل یک ساحل اروپایی را در سال نجات دهند و با این هدف در هر سال یک هتل زباله ای را در یکی از این سواحل ایجاد کنند. ما حرف نمیزنیم.یعنی عادت به حرف زدن نداریم.از همان نخستین روز که از ملکوت آسمان ها به زمین پا گذاشتیم سرنوشتمان چنین شد تا خاموش باشیم. خداوند انگشتان روشنش را دور شانه هایمان حلقه کرد و آرام در تاریکی مرطوب خاک جایمان داد.خداوند ،باد و خورشید و باران را صدا کرد و همان طور که چشم از ما برنمی داشت در گوش آن ها پنهانی رازی گفت. ما خیلی ترسیدیم.خداوند اما با لبخند نگاهمان می کرد.این قصه ی ماست.هر زمانی که یکی از ما به این دنیا می آید،این قصه را در گوشش تکرار می کنیم.آرام آرام لبخند های خداوند پشت آفتاب پنهان شد. ما به دنبال لبخند خداوند به آفتاب زل زده بودیم که ناگهان طعم غریب زمین به رگهایمان رسید،چیزی نگذشت که باد لابه لای بالهایمان به حرکت در آمد. خواستیم بلند شویم اما یادمان آمد که خداوند خود با دستان روشنش ما را به خاک سپرده است.وقتی باد بالهایمان را تکان می داد،صدای آشنای خداوند خدا به گوشمان می خورد و از شادی می رقصیدیم.در میانه ی رقصمان اما آفتاب آرام آرام به پشت کوه رفت.همه جا تاریک شد.ما سردمان بود و می ترسیدیم،بالهایمان را به سوی آسمان گرفتیم و خداوند را صدا کردیم.ما که در روشنایی ملکوت آسمان ها چشم باز کرده بودیم از تاریکی وحشت داشتیم.سراسیمه سر می چرخاندیم که ناگهان قرص روشنی به چشممان آمد،تا چشممان به مهتاب افتاد،لبخند خود را پشت نور نقره ای اش بازیافتیم.دیگر آرام گرفته بودیم که صدای خنده های ریز ستاره ها به گوشمان خورد.ستاره های بازیگوش مانند فرشته های آسمان ها یکسره خداوند را صدا می کردند و می خندیدند. سالیان سال گذشت تا ناگهان یک روز موجودات دوپا پا به زمین نهادند.آدم ها ما را دوست داشتند و هرجا که می رسیدند و آبی می یافتند ما را هم در کنار خود می نشاندند.آدم ها آنقدر ماشین ساختند که راه ها کوچک و تنگ شد. از آن زمان بود که شب ها با غول های آهنی به جان ما افتادند و یک به یک بال های ما را جدا کردند. آدم ها آنقدر ماشین ساختند و ما را بریدند که شهرشان پر از دود و گرما و آتش شد.آنقدر که حتی ما توان نفس کشیدن نیافتم،چه برسد به اینکه خودشان را هم پاک و خنک کنیم. آنقدر که حتی دانشمندانشان هم دریافتند که شهرها به«جزایری از گرما» تبدیل شده اند.جایی که برف در آن نمی بارد و جای باران پاک پاک،قطره های اسیدی به زمین می ریزد. آدم ها حتی دلشان به حال خودشان هم نسوخت... اما ما هنوز آدم ها را دوست داریم.حتی اگر نزدیک به 90% جنگل های شمال ایران تنها در عرض 35 سال از خاطره ها پاک شده باشند. ما آدم ها را دوست داریم چون خداوند آدم ها را دوست دارد،حتی اگر آدم ها دیگر دوستمان نداشته باشند،چون تقصیر آدم ها نیست آدم ها گم شده اند! آدم ها حتی دیگر خودشان را هم دوست ندارند... این طنین قدوم بهار است که به آغازی دوباره فرا می خواند سبزیش در لحظات زندگیتان جاری و بهار زندگیتان بی انتها باد! بوی باران,بوی سبزه,بوی خاک شاخه های شسته,باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس,رقص باد نغمه ی شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز خوش به حال جام لبریز از شراب خوش به حال آفتاب ای دل من گرچه در این روزگار جا مه ی رنگین نمی پوشی به کام باده ی رنگین نمی بینی به جام نقل و سبزه در میان سفره نیست جامت از آن می که می باید تهی ست ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ *فریدون مشیری/از مجموعه ی ابر و کوچه* هر چند خیلی دیر شد ولی عید همگی مبارک........... خیلی خوشحالم که چند تا از بچه های خوب کلاسمون به جمع ما پیوستن... ورودشونو خوش آمد میگیم..... مطالبشون فوق العاده قشنگ و با محتوی بود. . . . کلاغه خبر آورد بعضی از بچه های کلاس ۱ چیزایی گفتن.....!!!مث اینکه ظاهرا از مطالب وب خوششون نیومده بود!!!!!!!!قشنگی و ماندگاری ۱ وبلاگ به مطالب متنوع و جذابشه که همه ی سلیقه ها رو شامل بشه نه فقط موضوعات درسی... "آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر هم کاری ساخته نیست اگر خواستن با تمام وجود باشد همه چیز دست یافتنیست..." *دکتر شریعتی* "برای به دست آوردن آنچه که تا به حال نداشته اید باید آن گونه باشید که تا به حال نبوده اید..." *راد مرد* آدم برفی های عاشق، در سرمای زمستان، اما تن شان گرمِ گرم... قلبهایشان می تپد هنوز... به عشق خواستنِ هم... نه بهار، نه تابستان، نه باد پاییزی، نه آفتابِ سوزان، نه دلهره و نه اضطراب، نه دلتنگی و نه دوری و نه فریاد، هیچ کدام، جدایشان نکرد... آدم برفی های عاشق را، فقط یک "نمی شود" از هم جدایشان خواهد کرد... آری... فقط یک "نه" کافی ست... چون ده توانم به تو بلیم ئه من چیم خوم گومانم هه یه که هه م یا نیم سلاوو ریزم هه یه بو ده ر هینه رانی ئه م وبلاگه ده ست خوشی و ماندو نه بونی تان ده که م هیوا دارم هه ر سه ر که وتو بن

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
کریسمس س س س س س س س س ؟؟؟؟؟؟ بله دیگه ۲۰۱۲ مبارک . آماده ی آخر زمانیم ۲۰۱۲ هم اومد .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انقراض ششم را می توان به دو مرحله جدا از هم تقسیم کرد. مرحله نخست زمانی آغاز شد که نخستین انسان های کنونی نزدیک به ۱۰۰ هزار سال پیش شروع به پراکنده شدن در نقاط مختلف جهان کردند. مرحله دوم نیز تقریباً از ۱۰ هزار سال پیش و پس از روی آوردن انسان به کشاورزی، آغاز شد. مرحله نخست اندکی پس از آنکه Homo sapiens در آفریقا تکامل یافت و این انسان به لحاظ آناتومیکی مدرن شروع به مهاجرت به خارج از آفریقا و پراکنش در سرتاسر جهان کرد، آغاز شد. انسان مدرن ۹۰ هزار سال پیش به خاورمیانه رسید و تقریباً ۴۰ هزار سال پیش شروع به مهاجرت به اروپا کرد. نئاندرتال ها که از مدت ها پیش در اروپا زندگی می کردند کمتر از ۱۰ هزار سال پیش پس از رسیدن ما به اروپا همچنان زنده ماندند، اما پس از آن به طور ناگهانی و غیر منتظره ناپدید شدند. به اعتقاد بسیاری از دیرین انسان شناسان قربانیان رسیدن ما یا از طریق نبردی تمام عیار از پا درآمدند یا به روشی زیرکانه تر، در اثر باختن در رقابتی بوم شناختی که در قیاس با نبرد رودررو آثار ویرانگر کمتری در پی داشت، برای همیشه از صفحه روزگار محو شدند. در همه جا بسیاری از گونه های بومی (به ویژه گونه های بزرگ جثه تر) اندکی پس از رسیدن انسان مدرن منقرض شدند. انسان مانند نره گاوی بود که در یک فروشگاه ظروف چینی رها شده باشد. او اکوسیستم ها را با شکار بیش از اندازه گونه های شکارچی که تا پیش از آن هیچ تجربه ای از رویارویی با انسان نداشتند، ویران ساخت و با انتشار میکرواورگانیسم های بیماری زا موجب نابودی و انهدام اکوسیستم ها شد. هرجایی که انسان مدرن پاگذاشت سایر گونه ها منقرض شدند. شواهد سنگواره ای، نابودی اکوسیستم ها توسط انسان را تایید می کند.
طی انقراض توده ای سوم تنها ۱۰ درصد از کل گونه های جهان جان سالم به در بردند. آیا در این انقراض نیز همین تعداد گونه زنده خواهند ماند؟ آیا اقدامات حفاظتی می تواند انقراض ششم را متوقف سازد. اکنون اکوسیستم های جهان غرق در آشوب و اغتشاش اند. برخی از زیست شناسان طرفدار حفظ محیط زیست معتقدند که هیچ سیستم و حتی هیچ اقیانوس پهناوری از حضور انسان در امان نمانده است. اما گویی که اقدامات حفاظت محیط زیست،توسعه یابد.
![]()




![]()





![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
البته نظر همه برای ما قابل احترامه ولی انتقاد سازنده رو بیشتر می پسندیم.....


| :قالبساز: :بهاربیست: |































